پنجشنبه, اسفند ۳, ۱۴۰۲

امضا

سونای‌دا قاراچوخانین آواواسی

امضا
سرمقالهمجله فرهنگ جامعه

مطالعه حقایق اجتماعی برای فهم خویشتن – شهرام زمانی

بنابر استراتژی نشریه از ابتدای تکوین آن، حتی قبل‌‌تر، نیت از اقدام به انجام چنین کاری، بیان و نمایاندن حقایقی از جنبه‌‌های زندگی خویشتن بود فراسوی نگاه و بیانات بزرگان اندیشه در مقام والا و همچنین جریانات فکری غالب و امور گذرا در مقام پایین‌‌تر! چه بسا فرکانس‌‌هایی از تفکرات بزرگان اندیشه از قدیم و جدید به ما می‌‌رسد که در جای خود، حائز اهمیت والایی در ساحت فهم می‌‌باشند و راهگشای خیلی از مسائل فکری و حلال معضلات فردی و اجتماعی هستند؛ ولی راهگشای مسائل فکری و معضلات فردی و اجتماعی ما نیستند! در این میان لازم بذکر است که بنده منکر مشترک‌بودگی اغلب مسائل مذکور بین نوع بشر نیستم؛ معهذا در صورت مشابهت یا حتی یکی بودن مساله نیز، تحلیل، تبیین، راه‌‌حل و چگونگی فهم آن از فردی به فرد دیگر، از جامعه‌‌ای به جامعه‌ی دیگر و ملتی به ملت دیگر متفاوت است. چراکه خصوصیات، قابلیت‌‌ها، توانایی‌‌ها و داشته‌‌ها و نداشته‌‌ها و بالاخص تمنیات و خواسته‌‌های فردی با فرد دیگر و ملتی با ملت دیگر متفاوت می‌‌باشد. فلذا شیوه‌ی نگرش و نوع نگاه به مسائل و موارد اعم از تاریخ، فرهنگ، سیاست، هنر، زبان و هر آنچه که وجود فردی و اجتماعی را می‌‌سازد باید متناسب با تمام شاخصه‌‌های مربوط به خودش باشد. که در غیر اینصورت راه بجایی نخواهد برد و پس از گذشت مدتی زمانی فرد یا جامعه یا ملت یا هر آنچه‌که بنامیم، بسته به حد و اندازه و داشته‌‌ها و نداشته‌‌هایش، دیر یا زود از بین خواهد رفت.
حال سوال اصلی اینجاست که این شیوه‌ی نگرش و نوع نگاه و برخورد مخصوص به خود از طرف فرد و جامعه با مساله خویش، بگونه‌‌ای که منجر به حل مساله شود، چگونه می‌‌تواند اتفاق بیافتد؟! پر واضح است که چنین امری بسادگی امکان‌‌پذیر نمی‌‌باشد! برای این ادعا در نگاه اول و بدون کنکاش زیاد می‌‌توان موانع عدیده‌‌ای ذکر نمود. مانع اول، همان جریانات فکری غالب هستند که بنابر ماهیت هدایت‌‌کنندگی‌‌شان، مسیر فرد یا ملت را مطابق منافع خویش ترسیم می‌‌کنند. در خیلی از موارد، موجد مساله، خود همان جریانات غالب هستند و چگونگی و چرایی راه‌‌حل ارائه شده توسط این جریان‌‌ها نیز برای حل مسائل، نیاز به توضیح و بررسی زیادی ندارد! مانع دیگر، وضعیت و حال فرد یا ملت دچار عارضه است. چراکه در صورت دچار ضعف نبودن، اساساً مساله‌‌ای عارض نمی‌‌شد. در واقع، این دو مورد لازم و ملزوم همدیگر هستند. چراکه ضعف یکی مستلزم غالب‌‌بودن دیگری است و لاغیر. در اینجا به این دو مانع و در واقع یک مانع نگاهی گذرا می‌‌نماییم و پرداخت به موانع دیگر را بدلیل مجال نبودن، به مقالی دیگر واگذار می‌‌کنیم.
مسائل و مشکلات بر دو نوع کلی هستند. یا ساختگی می‌‌باشند و توسط دیگریِ مسلط در مقطع زمانی کوتاه یا بلند بر یکی یا ملتی تحمیل می‌‌گردند یا اینکه عوامل متکثر تاریخی، جغرافیایی، بین‌‌المللی و ضعف‌‌های ذاتی ابژه موجب آن بوده‌اند. در هر دو حالت، راه‌‌حل یکی بیشتر نیست و آن تجهیز به ابزار قدرت می‌‌باشد. قوی‌‌ترین ابزار برای حل مسائل مطرح در این بحث، آگاهی است. در مورد اولی پرواضح است که دیگری مسلط بواسطه‌ی آگاهی بیشترش از ابژه توانسته به مقصود خویش نائل آید و ضعف ابژه نیز این اجازه را به طرف مقابل داده است و به بیان دیگر زمینه‌ی ابژگی خود را فراهم ساخته است. چراکه علیرغم وجود نیت سوء، سوژه قادر به اعمال خواسته‌‌اش برای هر دیگری نیست و در مواردی موفق می‌‌شود که طرف مقابلش این اجازه را به او بدهد. چنین اجازه‌‌ای نیز از ضعف ابژه برای سوژه صادر می‌‌گردد. در مورد دوم نیز همین‌‌گونه است. در صورت آگاهی، تدابیر لازم برای جلوگیری از وضعیت بحران و ایجاد مساله، اتخاذ می‌‌گردید. سوال اصلی رسیدن به آن آگاهی است که پاشنه‌‌آشیل تمام مسائل می‌‌باشد. راه رسیدن به آگاهی اما، راه دراز ولی در عین‌‌حال، جذاب و نشئه‌‌آوری است. آگاهی از هرآنچه‌‌که مربوط به ما می‌‌باشد از جمله تاریخ و سرگذشت خویش در بستر و کانتکست تمام دیگری‌‌ها که بطور مستقیم یا باواسطه به ما مربوط بوده‌‌اند. مستقیماً مربوط بوده‌‌ها را برای درک چگونگی تاثیرشان بر روی خودمان و باواسطه‌‌ها را برای درک عوامل موفقیت یا عدم موفقیت خودشان برای عبرت گرفتن! مستقیم‌‌ترین و بلاواسطه‌‌ترین راه برای نیل به این مهم، دانستن حقایق اجتماعی می‌‌باشد. این نیز، جز از طریق بازنمایاندن و مطالعه آن حقایق ممکن نخواهد بود. اگر نگاهی به سبک زندگی ملت‌‌های مسلط بیاندازیم متوجه تیراژ کتاب‌‌ها و میزان سرانه‌ی مطالعه‌‌شان خواهیم شد و اگر خواهان ابژه نبودن هستیم حداقل باید تیراژ کتاب‌‌هایمان به نسبت از آن‌‌ها بیشتر باشد، چراکه آن‌‌ها در حال حاضر دست بالا را دارند! باید متوجه بود که با شعار دادن، نفرین کردن، آرزو نمودن و ادعاهای واهی راه بجایی نمی‌توان برد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *