پنجشنبه, اسفند ۱۰, ۱۴۰۲

امضا

سونای‌دا قاراچوخانین آواواسی

امضا
مجله فرهنگ جامعهمقاله

پیرامون گولن و گولنیسم

حسین زمانلو

رخدادهای اخیر در ترکیه با واکنش‌های مختلفی از طرف تحلیلگران و بازیگران مختلف منطقه‌ای و جهانی مواجه شده است. کثرت خوراکِ رسانه‌ای و اتفاقاتی که افتاده در شرایط پس از شبه‌کودتا، باعث گردید پیچیدگی موضوع دو چندان شود. بیش از یک ماه از شورش برخی از نظامیان ارتش ترکیه و منصوب به جریان فتح‌الله گولن می‌گذرد، اردوغان و دولت فعلی ترکیه توانست با کمک رسانه‌ها و درایت حزب عدالت و توسعه و کمک و حضور جامعه‌ی مدنی از این بحران عبور کند. هر چند در فضای مه‌آلودِ اطلاعاتی هنوز بسیاری از زوایای نامشخص و نامعلوم این حادثه روشن نگردیده است. با همه‌ی سعی و تلاشی که تحلیل‌گران سعی دارند تا از منظر تحلیل‌های منطقی و بی‌طرفانه داشته باشند، اکثر این تحلیل‌ها از نقطه نظرات خاص و بیشتر شخصی شده ارائه می‌گردند. حتی تحلیل نگارنده نیز که از نزدیک رخدادها را تعقیب می‌نمایم، خالی از این حب و بغض‌ها نمی‌باشد. اما برای کمتر نمودن بار جانبدارانه‌ی تحلیل رخدادهای اخیر سعی خواهم کرد از جنبه‌های مختلف بر بازی‌گر و متهم اصلی نگاهی بیاندازم. بدون شناخت کامل و نسبی گولن و جریان وی نمی‌توان اتفاقات اخیر را بررسی نمود. هر چند برای بررسی این حرکت به صورت جزئی و دقیق نیاز به پروژه‌ای تحقیقاتی و در چارچوب پژوهش‌های علمی می‌باشد.

نگاهی به طریقت‌های مذهبی بارز درترکیه و جریان اسلام‌گرایی گولن

امپراطوری قبل از افول نظم و صلح در داخل جغرافیای حاکمیتی‌اش و در مواجهه با جهان غرب آن هم با توسل به جنگ‌های مختلفی که در طی دویست سال در گرفت، به علت ترکیبِ جمعیتی و فرهنگی‌اش برای فروپاشی بسیار مساعد می‌نمود، لیکن پاکس عثمانیکا یا همان صلح عثمانی(نظم عثمانی) در داخل مرزهای امپراطوری با هر وسیله‌ای سیاسی و اجتماعی و نظامی سعی در حفظ این نظم داشت. نظمی که با اخذ مالیات و تأمین امنیت همه‌ی گروه‌های مذهبی و اجتماعی و فرآیندهای خاص جذب نیروهای دیوانی که برخی اوقات از غیرمسلمانان انتخاب می‌شد، سعی در حفظ توازن ساختار سیاسی‌اش داشت. عثمانی در دورانی که نقاهت و ضعف بر پیکره‌ی بیمارش چیره شده بود، سرشار از تکثر و پیچیدگی اجتماعی بود، خصوصاً استانبول که مرکز فکری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی امپراطوری به شمار می‌آمد. ویژگی حکومت در عثمانی باعث گردیده بود یکپارچگی‌های دولت‌های مدرن و خصوصیات دولت- ملت‌های اروپایی را نداشته باشد. اسلام به عنوان دین و فرهنگ زندگی ترکانو یا بهتر بگوئیم ساکنان آنادولی، به عنوان مشی زندگی مبتنی بر مدارا و تحمل، فرهنگ، واقعیات و هم تاریخ این سرزمین را شکل داده بود، منتها دولت مدرن پس از فروپاشی نیاز به عناصر دیگری داشت. عناصری در راستای ملی‌گرایی و با استفاده از رویکرد ژاکوبنی آتاترک و سایر دوستان وی به شدت برای تأسیس جمهوری مورد نیاز بود. در جریان جنگ‌های رهایی و مبارزه با دول متفقین در حین تأسیس دولت مدرن، یکی از عناصر مهم فرهنگ ملی یعنی دین اسلام به فراموشی سپرده شد و حتی با استفاده از رویکرد لائیسیته نوعی تقابل نیز بین حکومت تازه مستقر شده با فرهنگ عموم مردم ایجاد شد. مردمی ضعیف به لحاظ اجتماعی و رهیده از چنگ بحران‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ناشی از فروپاشی امپراطوری، به زمان زیادی احتیاج داشتند تا شرایط سپهر عمومی جامعه را به حالت نرمال خود برسانند. طریقت‌ها و جماعت‌های اسلامی به علت رویکرد سهل‌گیرانه امپراطوری در دوران رونق آن به طرز چشمگیری به حیات هستی‌مندانه‌ی خود ادامه می‌دادند. امپراطوری در بسیاری از مواقع از کمک‌ها و حمایت‌های این طریقت‌های اسلامی استفاده می‌کرد. حتی در برخی مواقع از یکی بر علیه دیگری استفاده می نمود، چنانچه وزن این جماعت‌ها در تاریخ عثمانی در دوره های مختلف تغییر می نمود. هر چند دین اسلام با توجه به ویژگی غیرسیاسی بودن اسلام سنی و جریانِ خلافت، در کنار امپراطوری به حیات خودادامه می‌داد، اما دولت به هیچ عنوان اجازه رشد بیش از اندازه به جماعت‌ها و طریقت‌های اسلامی نمی‌داد. در دوره‌ی افولِ عثمانی و خصوصاً در قرن نوزده با مهاجرت و رفت و آمدهایی که شخصیت‌های مختلف عثمانی با اروپا (خصوصاً فرانسه) داشتند بسیاری از افکار نو و رویکردهای مدرن در همه‌ی جوانب پا به عرصه‌ی سپهر سیاست گذاشت. سیستم حکومتی عثمانی بنا به اصلی که طی پانصد سال محافظه شده بود بر اصلِ «بقای دولت» قرار گرفته بود. اصل «بقای دولت» یکی از برترین ویژگی‌های ساختار سیاسی عثمانی و از عناصر قوام بخش امپراطوری به شمار می‌رفت. این اصل اتفاقاً زمینه‌ها و بسترهای اجتماعی و سیاسی پراگماتیزم رفتاری و حتی سیاست‌گذاری‌های بعدی در جمهوری ترکیه را تشکیل می‌داد. خصوصاً در بخش بزرگی از مرکزیت سیاسی ترکیه پراگماتیزم و رئالیزمی که امروزه در تاریخ جمهوریت می‌توان دید ناشی از همان اصلی است که بعدها اسلام‌گرایان، دموکرات‌ها و سایر اقشار مردم و حتی خود اردوغان در رخدادهای اخیر از آن استفاده و به بدان تأسی ورزیده‌اند. می‌توان نکته‌ای مهم را در این فرآیند مشاهده نمود و آن این است که سنت سیاسی نسل به نسل محافظت گردیده و به نسل‌های معاصر انتقال یافته است، این انتقال تجربه‌ی سیاسی حتی در زمان حکومت مطلق کمالیست‌ها هم ادامه پیدا کرده است.
جریانات اسلام‌گرایی در ترکیه معاصر تنوع خاص خود را دارند، از مهمترین آنها جریان نور می‌باشد. سعید نورسی از بزرگان جریانات اسلام‌گرایی در ترکیه نوین و مؤسس جماعت نور محسوب می‌گردد. بعد از فروپاشی امپراطوری در همان حال که خود از محمد عبدو و سیدجمال و نواندیشی دینی تأثیر پذیرفته بود، در همان حین نیز با گذشت زمان سعی در استقلال رأی از این جریان نمود. به نظر وی جریان نواندیشی دینی خیلی بیش از ظرفیت جامعه و بنیان‌های ایمانی مردم سعی در تحول فکر اسلامی را داشته‌اند. بدین جهت وی خود را نماینده‌ی میانه‌رو اسلام سنی نامید و بیشتر خود را به غزالی و سنت فقهی در اسلام نزدیک می‌دید. وی سعی در نزدیکی علم و مدرنیته به اسلام داشت. یعنی سعی داشت سنتزی بین این دو واقعیت عظیم را با تکیه بر قرآن بوجود بیاورد. می‌توان گفت به لحاظ مقایسه با همعصران خود در اروپا، متدولوژی وی به لحاظ فکری با لایب نیزِ فیلسوف قرابت داشت، نزدیکی وحی و عقل، دین و علم از اهداف وی بود. «رسالات نور» وی از منابع مهم دینی به شمار می‌رفت و حتی در بین مذاهب مختلف تشیع نیز طرفداران خود را داشت. وی می‌خواست جهان سنی و شیعیان را زیر یک چتر بر علیه رویکردهای اثبات‌گرایی علمی رادیکال و ماتریالیزمِ زمان خود گرد آورد. حتی بسیاری از بزرگان اهل سنت وی را متهم به تساهل و مدارا با شیعیان می‌نمودند. وی در برخی مواقع جهان مسیحی را به عنوان متفق در مقابل جریان ماده‌گرایی می‌دید. «دیگری»ها در ایدئولوژی و مرام جماعت نور ترکیبی از ماده‌گرایان و نماینده‌ی سیاسی آن در منطقه‌ی اورآسیا یعنی شوروی (نماینده‌ی کمونیست‌ها) و اثبات‌گرایان افراطی یعنی کمالیست‌ها بودند. وی از همان ابتدا از پیروان خود خواسته بود که با استفاده از امکانات جهان مدرن وارد صفوف مختلف سیاسی و بوروکراسی بگردند. البته نمی‌توان در اسناد به جا مانده از وی به طور مستقیم اشاراتی به «تقیه» یافت، اما گولن و جماعت وی که شاخه‌ای از جماعت نور به حساب می‌آید این حکم و تاکتیک شیعی را در مرام خود به طور علنی لحاظ نموده و استفاده کرده‌اند. جهاد و مجادله در راستای رهنمودهای امام و پیشرو جماعت و امر به معروف و نهر از منکر از اصولی هستند که جماعت نور به پایبندی بدان توصیه شده‌اند. برای وی بیش از انجام مستحبات و سنت‌های اسلامی رایج در آن زمان (البته به صورت تاکتیکی)، هسته‌ی ایمان قلبی مهم بوده و وی در برخی مواقع خصوصاً در مساله‌ی ورود در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی برای پیروان خود توصیه به ورود به تمامی عرصه‌ها با توسل به ایمان نموده است. این مساله یعنی ورود اسلام‌گرایان به عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی در اوایل جمهوری و قبل و پس از جنگ دوم، تا اواسط دهه هفتاد، نمی‌توانست محلی از اعراب داشته باشد. چرا که مرکزیت سیاسی، کنترل سرمایه و نیروهای نظامی را در دست داشت. با شروع زمزمه‌های ورد به عرصه‌ی تجارت آزاد و اقتصاد جهانی و خصوصاً پس از کودتای سوم، اسلام‌گرایان توانستند با افزایش سرمایه‌ی سبز، فعالیت‌های خود را به سایر عرصه‌های زیستی در ترکیه گسترش دهند.
در زیر چتر مفهومِ اسلام انقلابی در ترکیه سه جماعت اسلامی را می‌توان بررسی نمود. سه گروه شاخص: جماعت نور یا نورچی‌ها، جماعت سلمیانجی‌ها و جماعت نقشبندی‌ها می‌باشد.
– استراتژی جماعت نور (طرفداران سعید نورسی) بیشتر بر گفتگوهای یک نفره و رد و بدل کردن کتاب و توصیه‌های فردی و دعوت به نگرشِ اسلامِ سنی بوده است. از مهمترین جریان‌های درون گروهی جماعت نور، جریان گولن می‌باشد. در جریان رشد و گسترش جماعت نور، افکار بزرگان و حامیان آنها حاوی نگرش دستیابی به ارکان دولت به صورت خشونت‌آمیز نبوده است. هر چند جریان گولن این اصل و ویژگی را رعایت نکرد و در ۱۵ جولای دست به شورش نظامی زد.
– جماعت سلیمانچی‌ها یکی از شاخه‌های بزرگ نقشبندی‌ها بوده است، استراتژی این گروه برگزاری کلاس‌های جمعی قرآن بوده و این جماعت نیز مخالف تسخیر ارکان دولتی به روش‌های خشونت‌آمیز بوده است. اما یکی از رویکردهای آنان نیز همکاری با ارکان دولت در حفظ نظام سیاسی بوده است.
– «نقشبندی»ها به خاطر تاثیری که در اسلام سیاسی داشته اند در تاریخ معاصر ترکیه مورد توجه قرار گرفته اند. مؤسس این طریقت عبدالعزیز بِکّینه بود. پس از درگذشت وی در سال ۱۹۵۲ شخصِ محمدزاهد کوتکو، استادِ نجم‌الدین اربکان، در فرآیندهای بعدی نقش مهمی بازی کرد. نجم‌الدین اربکان، تورگوت اوزال و خود اردوغان از کسانی هستند که به طور مستقیم تحت تاثیر آموزه‌های این طریقت قرار گرفته‌اند. چهار آموزه‌ی اساسی این طریقت به شرح زیر می‌باشد: الف) عمل و وابستگی به احکام قرآن، ب) گسترش و اهمیت دادن به معنویت و اخلاق عمومی اجتماعی بیش از گرایش معنویت فردی ج) باور به اینکه در هر صد سال یک نفر ظهور می‌کند که دین اسلام را تجدید و نوسازی کند و د) باور و اعتقاد به اینکه بشر همیشه در محضر خداوند می‌باشد و خلاقیت و اوج خالق بودن خداوند را در طبیعت می‌توان دید. برخی مبانی رفتارهای حرکت گولن را می‌توان در تشابه با این آموزه‌ها یافت و رصد نمود. التبه که به لحاظ تاریخی سعید نورسی پایه‌گذار این رویکرد به اسلام در دوران تأسیس جمهوریت بوده است. البته تفاوت قومی بین سعید نورسی و گولن باعث ایجاد گسست‌های فکری در این دو رهبر دینی شده است. نورسی از اتباع کردِ آنادولی بوده و در زمانی که اکراد تحت فشار یکسان‌سازی دولت مرکزی قرار داشتند، در مقابل ناسیونالیزم ترکی، اندیشه‌های آزادی خواهانه را تئوریزه می‌کرد، همچنین به همین علت نیز خواهان بازگشت به اندیشه‌ی امت اسلامی بود. با رصد اندیشه‌های نورسی می‌توان فهمید که وی خواهان برپایی دینی برای ملتی متنوع بود. در مقابلِ اندیشه وی به نظر می‌رسد، گولن انگاره‌ی «دین اسلامِ ترک‌ها متفاوت‌تر و خیلی بهتر از سایر مذاهب اسلامی است» را به طور رسمی تبلیغ می‌نماید، البته که این اندیشه خیلی متفاوت از اندیشه‌ی سعید نورسی می‌باشد. وی در دوران اوایل شکل‌گیری اندیشه‌ی اسلام‌گرایانه‌ی خود به فکرِ وحدت دولت و ملت بود و در مقابل هر مانعی (اتباع کرد، زبان کردی و برخی علویان) دشمنی می‌نمود. دلایل دشمنی وی با علویان و جهان شیعه را شاید بتوان از همان دوران بررسی و ریشه‌یابی نمود.

گولن و جنبش اسلامی وی در چارچوب تغییرات اجتماعی فرهنگی ترکیه پس از جنگ سرد

هر چند ظهور و خیزش جماعت اسلامی در ترکیه را حمایت نظامیان از گولن در اوایل دهه هشتاد و سپس سکولار ها و برخی لائیک‌ها از وی و سپس هماهنگی با حزب عدالت و توسعه عملی نمود، اما بدون در نظر گرفتن تغییرات ساختاری در جامعه‌ی ترکیه نمی‌توان به درستی این وضعیت را تحلیل نمود. در این اثنا می‌توان گولن را به عنوان شخصی قلمداد نمود که از اندیشه‌های سعید نورسی عبور کرد. رویکرد وی به مقوله‌ی حجاب و به مدارس نوین از جمله موارد عدول از جماعت نور و منش سنتی آن جماعت می‌باشد. البته این نکته‌ی مهم را باید در نظر داشت که نمی‌توان وی را به عنوان رفرمیست دینی قلمداد نمود چرا که وی در چاچوب هیچ کدام از روش‌های هرمنوتیک و تاریخی- انتقادی با اسلام سنی مواجهه ننموده است. در زمان تأسیس جمهوری در ترکیه حدود ۱۰ درصد از مردم در شهرها زندگی می‌کردند، سیاست‌های ایدئولوژی رسمی بر مبنای لائیسیته‌ی افراطی شکل گرفته بود، این باعث شد فاصله‌ی زیادی بین شهر و روستا که اکنون به عنوان حاشیه- مرکز به حساب می‌آمد ایجاد گردد. تمایل به حفظ سنت‌های دینی یک عکس‌العملی در مقابل سیاست‌های کمالیتسی رایج در ترکیه بود. بعدها همان نیروها در همه‌ی ارکان دولت حضور پیدا نمودند. گولن در همین راستا به جای اینکه به مقابله با دولت لائیک ترکیه روی آورد به همکاری با دولت پرداخت و بیشتر سعی نمود با تمرکز آموزشی بر روی طبقه‌ی ضعیف مذهبی و سنتی روستاها و شهر ها آنان را به سطوح بالای لایه‌های جامعه برساند. با اتفاقات اخیر می‌توان گفت جنبش گولن در سال‌های اخیر آخرین گروهی بوده است که توانست با نفوذ در لایه‌های پائینی جامعه، قدرت سازماندهی و شکل‌دهی اجتماعی- فرهنگی را از آن خود کند. در آئینه‌ی سیاست نیز می‌توان حزب عدالت و توسعه را طرف دیگر این هماهنگی سراسری قلمداد نمود. برخی عناصر اصلی عملکردی جماعت به شرح ذیل می‌باشد:
– آموزش: جریان گولن ابزار آموزش را به عنوان یکی از مهمترین وسیله‌ها برای تغییرات اجتماعی و سیاسی قلمداد می‌کرد و در این راه با همه‌ی توان خود سعی در استفاده از آن نموده است. در این راستا از همه‌ی نیروهای اجتماعی خود برای حمایت از مدرسه‌سازی استفاده نموده است، در این راه در بین نیروهای اقتصادی هوادار خود چنان القاء نموده‌اند که گویی کمک به مدرسه‌سازی همسان خیر و برکت و ثواب مسجدسازی را در خود دارد. کیفیت این مدرسه‌ها نیز خیلی بیش از مدارس عمومی بوده است. بنا به اعتراف مخالفان این جماعت و اسنادی که از فارغ‌التحصیلان این مدارس و ساکنان این خوابگاه‌ها به دست آمده، قبل از هدایت کودکان و دانش‌آموزان به این مدارس آنها در خانه‌ها و خوابگاه‌های جماعت به لحاظ دوری گزیدن از اندیشه های لائیک و سکولار شستشوی مغزی می‌شده‌اند (همه‌ی این توضیحات را نمی‌توان به لحاظ اثرات آن در جامعه مثبت ارزیابی نمود).
– دوری از خشونت و افراط‌گرایی: جریان به لحاظ پایه‌های فکری مخالف هر گونه افراط‌گرایی و خشونت تئوریزه شده است، اندیشه‌ی جماعت مبتنی بر نزدیکی دین‌ها به یکدیگر می‌باشد اما در زمینه‌ی درون دینی نتوانسته به اهداف نزدیکی مذاهب اسلامی برسد و در مقابل بر طبل برخی اختلافات و کین‌ورزی‌ها افزوده است.
– استفاده از رسانه: این جماعت به طرز بسیار حرفه‌ای از رسانه‌های مدرن استفاده نموده است. روزنامه‌ی زمان و مجموعه رسانه‌ای رادیو وتلویزیون راه شیری(سامان یولو) نیز از ابزارهای مهم و با نفوذ جماعت در بین مردم به شمار می‌رود.
– ویژگی غیرسیاسی بودن جماعت: در حین سال‌های تاسیس و فرایند رشد و ثبات فعالیت‌های جنبش خدمت در ترکیه، همه‌ی تلاش اعضا و مدیریت این جماعت در غیرسیاسی نگه داشتن این گروه اسلامی بوده است(با بررسی فعالیت‌های اخیر جماعت سئوالی که جوابش نیز تا حدودی در ماه‌های اخیر داده شده این است: آیا به راستی جماعت غیرسیاسی بود؟).
– پذیرش همگانی در سراسر جامعه: اکثر فعالین اجتماعی بدین باور هستند که جماعت در بین مردم مورد قبول همگانی می‌باشند. فعالیت‌های بشر دوستانه و کمک‌هایی که به اقشار مختلف اجتماعی انجام داده اند وجهه‌ی قابل قبولی از جماعت در بین مردم و سایر اقشار جامعه بر جای گذاشته است.
– برساخت شمایی از اسلام ملی و ویژه‌ی ترکیه: به طور کاملاً آگاهانه این جماعت در راستای رسیدن به هدف برساخت انگاره‌ای اسلامی که ملی است و مخصوص به ترکان می باشد، گام برداشته‌اند. این انگاره تا زمانی که در چارچوب مدارا، آزادی دین و مذهب و عقلانیت به مسیر خود ادامه داده باشد، در راستای ملی‌گرایی ترکیه گام برخواهد داشت. البته در این راستا حزب عدالت و توسعه بیشتر به عنوان الگوی عمل‌گرا و روشنفکرانه‌ی اسلام در ترکیه و خصوصاً در شهرها به عنوان الگوی اسلام‌گرایان مطرح شد و در مقابل جماعت اسلامی گولن در روستاها به عنوان الگوی مردم مسلمان انتخاب گردید.
پلتفرمِ آبانت: یکی از مهمترین اقدامات جماعت گولن در راستای عمق بخشیدن به اندیشه و فکرِ اسلامی جریان، برگزاری نشست‌های هم‌اندیشی و میز گردهای بحث و مناظره بین متفکران اسلامی در ترکیه(۱۹۹۸-۹۹) بوده است. این نشست‌ها به علت برگزاری در شهر آبانت، به پلتفرم آبانت مشهور گردیده‌اند. نتایج مهمی در این نشست‌ها به دست آمد که به نکته‌های مهم آنها در زیر اشاره می‌شود:
– هیچ تناقضی بین عقل و وحی دیده نمی‌شود.
– عقل عنصری است که در اسلام، برای فهم مفاهیم وحی به ما کمک می‌کند. وحی ابزاری برای انتقال دانش الهی به بشر است و عقل وسیله‌ی دریافت آن دانش. اگر بپذیریم که بین وحی و عقل ناهماهنگی و عدم تطابق وجود دارد، پذیرفته‌ایم که بین دانش و دین، دولت و دین و در کل زندگی و دین یک ناهماهنگی بزرگی وجود دارد.
– در فهم و تفسیر وحی الهی، هیچ کسی مدعی یک حکم الهی و وظیفه‌ی خاص الهی نمی‌تواند باشد. هر کسی می‌تواند به درجه‌ای برسد که بتواند وحی خداوند را فهم نماید.
– دین یکی از عناصر مهم فرهنگ و زندگی بشری است و منبعی مهم برای ارزش‌های مشترک جامعه می‌باشد.
– همانطور که یک مدل خاصی در نوسازی به صورت عملی وجود ندارد، به همان صورت نیز در تطبیق بین دین و نوسازی یک نسخه‌ی خاصی وجود ندارد. در حالی که همه‌ی مرتجعین دیندار نیستند در همان حین نیز همه‌ی دینداران نیز مرتجع نیستند.
– مسلمانان حق دارند مشکلات دینی خودشان را خودشان حل نمایند. به همین علت عالمان دینی نبایستی موضوعات مختلف را خارج از دایره‌ی بحث و مناظره قرار دهند.
– در بین باورمندان و اهل ایمان خصوصاً در بین اعضای جریان گولن، جایگاه خداوند به عنوان صاحبِ دانش، اراده، مرحمت، لطف، بخشش، عدالت و صاحب قدرت مطلق و حاکم همه‌ی عالم می‌باشد.
– دولت مقدس نیست و نمی‌تواند باشد. دولت برساختی اجتماعی است و فقط یک سازمان انسانی می‌باشد. هم اصلاح و هم تغییرات بنیادین در دولت با خواست مردم و به صورت دموکراتیک می‌تواند انجام گیرد.
– دین اسلام چگونگی مدیریت یک رژیم سیاسی را به اعضای جامعه انتقال داده است، اما دولت در زمینه ی باورمندی‌های دینی بایستی بی‌طرفانه عمل نماید. در هر صورت دولت نهادی است که در راستای تحول و رشد و روشنگری روحِ فرد و جامعه وظایفی دارد و ابزار آن به شمار می‌آید، نبایستی در جهت عکس آن عمل نماید.
– در طول تاریخ بین دین و دولت همیشه تنش وجود داشته است.
– به اسم لائیسیته نباستی به طرز زندگی افراد مداخله کرد (در طرز لباس پوشیدن، روسری و ..نبایستی اجبار باشد)
– به روی زنان نبایستی نه به اسم دین و سنت های دینی و نه به اسم ایدئولوژی رسمی فشار و اجبار اعمال گردد.
– اسلام مانعی در برابر وجود دولت حقوقی و دموکراتیک، نمی‌باشد.
همه‌ی این موارد به لحاظ اندیشه‌های دینی ویژگی‌های اعتقادی و تئوریک جریان گولن محسوب می‌گردد. اما در کنار این موارد ویژگی‌های هم طراز و نزدیک به حزب عدالت و توسعه در رفتارهای جماعت نیز به وفور دیده شده است. هر دو در زمینه‌ی اقتصاد و سیستم مالی از طبقه‌ای از محافظه‌کاران اسلام‌گرا در سیستم اقتصادی تغذیه می‌شوند. در بین هر دو گروه طبقه‌ای از روشنفکران و تحصیل‌کردگان با نفوذ موجود می‌باشد، البته کادرهای قدیمی‌تر از جریان اسلام‌گرایانِ سنتی بیشتر حامی حزب عدالت و توسعه هستند. هر دو گروه سعی بر تطابق اخلاق و معنویات اسلامی در سطح جهان با هویت ملی ترک‌ها می‌باشند. هر دو گروه با آگاهی از یک نگرش مشترک و بیشتر ملی نسبت به کشور ترکیه در همه‌ی زمینه‌ها گام برمی‌دارند. هر دوگروه از رشد و آموزش نسل جوان در سایه‌ی اندیشه‌های سکولار و لائیک تردید دارند و خواهان بوجود آمدن و برساختِ نسلی دیندار در ترکیه هستند.

موقعیت گروه‌های اسلامی در اقتصاد سیاسی ترکیه

اقتصاد سیاسی به لحاظ واژه‌شناسی، برای شناخت واقعیات اجتماعی در یک جامعه و در مسایل منطقه‌ای و جهانی یک رویکرد روشمند و معرفت‌شناسانه می‌باشد. در این چارچوب می‌توان تأثیر مهم روابط بین پیرامون و مرکز در ترکیه را با رگه‌هایی از روشمندی جریان چپ ترسیم کرده و نشان داد. «پیرامون» طی تاریخ پس از تأسیس جمهوری، همواره اسلام‌گرایان و محافظه‌کاران آنادولی به علاوه گروه‌های چپ، بوده‌اند، در مرکز این پیرامون سکولارها و لائیک‌ها قرار داشتند. در فرآیند مجادله‌ی طبقاتی بین گروه‌های مختلف اجتماعی پیرامون با مرکز، این اسلام‌گرایان بودند که توانستند کم‌خطرتر ظاهر شده و عمل‌گرایی سیاسی را در سطوح مختلف آن اجرا کنند. سیاست‌های کلی و استراتژی‌های کلی این سه طریقت را که بررسی کنیم، با یک فرآیند هوشمندانه مواجه می‌شویم. فرآیندی که با دوری از اسلام انقلابی و بدون استفاده از روش‌های خشونت‌آمیز، سعی در اصلاح ساختار اجتماعی نموده و پس از آن با ورود به لایه‌های بالایی و مرکزیت سیاسی سعی در هماهنگ نمودن بازوهای اجرایی خود در اقتصاد و اجتماع با سیاست را داشته‌اند. امروز می‌توان این تغییر مرکزیت سیاسی را در ترکیه مشاهده نمود. اسلام‌گرایان به عنوان یک واقعیت سیاسی، مرکزیت سیاسی را در حکومت ترکیه، تحت کنترل خود درآورده‌اند. گولن و جماعت اسلامی گولن و یا جنبش خدمت را نیز می‌توان در این چارچوب بررسی نمود. بیش از صدو پنجاه مدرسه در خارج از ترکیه و بیش از هشتصد مدرسه در داخل ترکیه، رسانه‌های بزرگ و بسیاری از هلدینگ‌ها و بانک‌ها و شرکت‌های مالی از فعالیت‌های اقتصادی و فرهنگی جماعت گولن به شمار می‌رود. بدون در نظر گرفتن کلیت حرکت اقتصادی اسلام‌گرایان نمی‌توان این جریان را تحلیل نمود. ببرهای آنادولی که اقتصادِ مرکزگرای اسلامی(به لحاظ سیاسی) را در ترکیه پایه‌گذاری نمودند و بسیاری از فعالیت‌های خود را بر پایه‌ی گسترش سرمایه‌ی سبز قرار دادند توانستند در کوتاه مدت آثار خود را در عرصه‌های سیاسی نیز بر جای بگذارند. البته نبایستی ویژگی‌های شخصی وی در سازماندهی نیروها در راستای اهداف بلندمدت جماعت اسلامی را فراموش نمود. خصوصاً ورود به مباحث آموزشی در مقابله با یکی از بازوهای ایدئولوژی رسمی در ترکیه از نقاط عطف جنبش اسلامی گولن به شمار می‌رود. فضای اقتصاد آزاد در ترکیه نیز برای رسیدن به هدف آموزش‌های موازی در کنار آموزش‌های دولتی، به جماعت کمک می‌نمود. رادیوها و تلویزیون‌های خصوصی، آموزشگاه‌های خصوصی، برنامه‌های مختلف تلویزیونی، مدارس مختلف در سراسر ترکیه و جهان، کارتل‌های اقتصادی در حوزه‌های خاص و سازماندهی همه‌ی این نیروها به صورتی که بتوانند در یک رابطه‌ی ارگانیک با یکدیگر عمل نمایند ابزارهای رشد جماعت اسلامی را تشکیل می‌داد. در کل بایستی این را در نظر داشت که پس از رشد سیاست‌های نئولیبرال در اقتصاد جهان و ایجاد تحولات عمیق در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، حرکت‌های مختلف گرایش به دین و جماعت‌های دینی نیز گسترش یافت. جنبش خدمت در ترکیه به لحاظ اقتصادی و اجتماعی شباهت بسیاری به جماعت دینی سان میونگ مون در کره‌ی جنوبی دارد. گولن و جنبش خدمت بعدها همچون اعضای جماعت «مون» فعالیت های مختلف خود را در جهان گسترش دادند.
به لحاظ جامعه شناسی اقتصادی، در نمونه‌ی ترکیه اسلام‌گرایان در برابر نسلی از سرمایه‌داران که نسل سرخ نامیده می‌شد، گروه اجتماعی نسل سبز را برساختند. اوایل دهه‌ی هشتاد که سوسیالیست‌های منطقه به فعالیت‌های اساسی خود ادامه می‌دادند، بانک جهانی و سرمایه‌ی جهانی با ابزارهای قانونی که کودتاگران در اختیارشان قرار دادند سعی در کاهش سرعت رشد گروه‌های انقلابی سوسیالیست در ترکیه نمودند. برای غیرفعال نمودن فعالیت‌های چپ در ترکیه، بازوی اسلام گرایان را گرفته و به امداد آنان شتافتند. آرامکو شرکت سعودی در سال ۱۹۸۴ در تأسیس سازمان همکاری کشورهای اسلامی(OIC) کمک‌های مالی بسیاری نمود و در واقع پشت سر این حمایت‌ها برنامه‌ای برای اجرای قوانین شریعت در کشورهای اسلامی داشت. کنعان اِئورن رئیس جمهور کودتای ۱۹۸۲ در مدیریت کمیته‌ی اقتصادی و تجاری این اتحادیه نقش عمده‌ای داشت. در سال ۱۹۸۴ بانک «البرکه-ترک» تأسیس شده و در همان سال‌ها نیز حزب دموکراسی ملی نیز در عرصه‌ی جامعه‌ی مدنی پا به سیاست می‌نهد (در حمایت از این حزب اکثر اعضای جریان اسلام‌گرایان از نورچی‌ها و نقشبندی‌ها همه از این حزب حمایت کردند). رهبر این حزب ژنرال تورگوت سونآلپ بود که حتی قبل‌تر در آئین‌های نقشبندی‌ها به طور علنی حضور پیدا می‌نمود. این بانک وام‌های زیادی به بسیاری از سرمایه‌گذاران مسلمان در ترکیه داد و در این راستا کمک شایانی به ایجاد طبقه‌ای از سرمایه‌ی سبز در ترکیه نمود. در واقع رفتارهای اقتصادی جماعت شباهت بسیاری به سیستم اقتصادی ماسون‌ها در سراسر دنیا داشته و دارد. امروزه نمی‌توان چرخه‌ی دقیق مالی این گروه را برآورد نمود، چرا که مدل اقتصادی اولیه‌ی این گروه در جمع‌آوری کمک‌های مالی به بخشش‌ها و کمک‌های مالی گروه‌های کوچک اسلامی وابسته است. اما همان بخشش‌های کوچک امروز با چرخشی مالی بسیار زیاد در حال انجام گرفتن است. فراموش نکنیم بسیاری از نمادهای اقتصادی شناخته‌شده‌ی این گروه در ترکیه (بانک آسیا، رسانه‌ی سامان یولو و ….) قبل و پس از شبه‌کودتا توسط دولت تحت کنترل قرار گرفته است. البته نگاه جماعت به مسایل در هم تنیده می‌باشد، این گروه در این راستا به قدرت نه به مثابه قدرتِ دولتی و سیاسی، که ابتدا به ساکن به صورت قدرتی ناشی از افزایش دانش و اقتدار علمی و اطلاعاتی نگریسته‌اند. در بزنگاه‌های مختلف با رصد و شنود تلفن‌های همراه بسیاری از سیاستمداران و افراد اقتصادی در ترکیه این قدرت رابه رخ رقیبانشان کشیده‌اند. مساله‌ی افشای فساد مالی اردوغان و وزیران دولت حزب عدالت و توسعه با استفاده از نیروهای نفوذی در مرکز علم و آکادمی ترکیه (توبیتاک TUBITAK) نقطه‌ی اوج این چالش بزرگ بوده است. امروز نیز پس از شبه‌کودتا فرصت مناسبی ایجاد شده تا همه‌ی منابع مالی و نمادهای اقتصادی جماعت به زیر کنترل و مدیریت دولت دربیایند. این اقدام برخلاف واقعیات بازار آزاد و اقتصاد جهانی اتفاق افتاده است. این رفتارها باعث شده طی هفته‌های اخیر نزدیک به دو درصد از سرمایه‌گذاران خارجی از اقتصاد ترکیه خارج شوند، اما نزدیک ۳ الی ۴ درصد نیز سرمایه‌گذار داخلی توانسته نرخ سرمایه‌گذاری را افزایش دهد. این افزایش خرید سهام‌های تجاری و …توسط سرمایه‌گذار داخلی نشان از حمایت لایه‌های مختلف اجتماعی ترکیه با روش اقتصادی از دولت فعلی و افکار اردوغان را دارد.

رفتارهای سیاسی گولن پس از کودتای سوم (۱۲ سپتامبر۱۹۸۲)

تا قبل از کودتا وی به صورت نرمال مدارج مختلف علمی و اجتماعی را به عنوان یک واعظ در اداره‌ی امور دیانت ترکیه طی نمود. حتی در کودتای ۱۹۷۱ دستگیر و پروندهی وی به عنوان یک فعال مذهبی تندرو به دادگاه ارسال گردید. وی بعدها از این اتهامات تبرئه شد. بعد از کودتای ۱۹۸۲ تصمیم به نزدیکی به حلقه‌ی اقتدار گرفت. با بسیاری از بزرگان سیاسی دیدار نمود وی هر چند در گروه اسلام‌گرایان خدمات زیادی به جریانات اسلامی به لحاظ ماهیتی نموده است، اما در صف‌بندی سیاسی دهه‌ی نود نتوانست در کنار اربکان قرار بگیرد. تفاوت‌های بنیادی بین اربکان و گولن وجود داشت:
– جریانات تندروی اسلامی و به اصطلاح انقلابی، ترکیه را به عنوان دارالحرب مدنظر قرار داده بودند و جایی و محلی برای مبارزه و جهاد بر علیه حکومت لائیک، در حالی که گولن ترکیه را به عنوان دارالخدمت، محلی برای خدمت به مردم در نظر گرفته است. وی لزوم وجود دولت را بیش از اندازه مهم در نظر گرفته و اعتقاد داشته که نبایستی با دولت مبارزه نمود.
– گولن به جای استفاده از یک حزب اسلامی رادیکال در راستای تسخیر دولت، معتقد بود که بایستی نیروهای روشنفکر و تحصیل‌کرده که میانه‌ی خوبی با غرب می‌توانند داشته باشند بتوانند در جهت خدمت به مردم در ارکان حکومت حضور داشته باشند (رخدادهای بعدی نشان داد که در جریان زمان نگرش‌ها به سیاست و حکومت تغییر می‌یابند).
– گولن معتقد بود که تغییرات در عرصه‌ی قدرت سیاسی با استفاده از ابزار دموکراسی ممکن است در این راستا بایستی خواسته‌های بخشی از رأی‌دهندگان مسلمان نیز در نظر گرفته شود.
قبل‌تر بعد از کودتای سوم نیز ارتشیان با حمایت از سنتز دولت ترکی- اسلامی و آموزش‌های فرامنطقه‌ای و گسترش برد ژئوپلتیک ترکیه، موافق حمایت از جریان‌های اسلامی بودند، در این راستا نیز از جماعت گولن حمایت نمودند. در واقع این مساله پوشاندن نوعی لباس اسلامی بر تنِ کمالیزم بود. این نوع راهبرد، کمکی برای ایجاد و القای نگاه دینی- ملی و ذهنیت اجتماعی- معنوی در بین هواداران جنبش خدمت در سطح جامعه بود. وجود جنبش گولن در آن زمان برای دولت ترکیه، پس از جنگ سرد حائز اهمیت بود. نفوذ فرهنگی و استراتژیک خصوصاً در منابع انسانی کشورهای تازه تاسیس‌یافته‌ی آسیای مرکزی و بالکان، اجرای سیاست خارجی نزدیک‌سازی فرهنگی برای نفوذ در منطقه‌ی اورآسیا، از کاربردهای جماعت گولن در ایدئولوژی رسمی دولت در جمهوری ترکیه طی ۴۰ سال گذشته بوده است. گولن در کودتای پست مدرنِ سال ۹۷ در کنار ارتشیان و در مقابل با اربکان قرار گرفت. منتها در سال‌های بین ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰ وضعیت اسلام‌گرایان در ترکیه مساعد نبود و مرکزیت سیاسی خصوصاً با هر گونه رادیکالزم اسلامی مواجه و برخورد می‌نمود. وی در این دوران تصمیم به خروج از ترکیه و تبعید خود خواسته به پنسیلوانیای آمریکا گرفت. دوران پس از تبعید مصادف شد با حضور و اوج گیری حزب عدالت و توسعه، که بنیانگذارانش به لحاظ فکری از شاگردان اربکان و تحت تأثیر طریقت نقشبندیه رشد یافته بودند. حمایت‌های جماعت گولن از حزب عدالت و توسعه‌ آرام آرام از رویکرد تاکتیکی به سمت رویکرد استراتژیک حرکت نمود. در اکثر صحنه‌های اجتماعی و اقتصادی اسلام‌گرایان به صورت کلی از وجود جماعت در همه‌ی عرصه‌ها بهره‌ها بردند. گولن و شبکه‌ی مالی وی با نفوذ در انجمن‌های اقتصادی و حتی با کمک تأسیس انجمن‌ها و اتحادیه‌های اقتصادی مخصوص به اسلام گرایان، سعی در ایجاد بورژوازی مخصوص اسلام‌گرایان (خصوصاً جماعت) نمودند. بخش بزرگی از سرمایه‌داری متمایل به غرب در مواجه با شبکه‌ای از سرمایه گزاران اسلام‌گرا محبور به همکاری و مذاکرات داخلی در راستای این سیاست‌ها گردیدند. فرآیند ورود طریقت‌ها و جماعت‌های اسلامی در دوران اوزال و پس از کودتای سوم شکل یافت و سرعت گرفت.

جماعت و اتحاد با حزب عدالت و توسعه
با قدرت‌گیری اسلام گرایان و خصوصاً طریقت‌های صوفیه با رهبری نجم‌الدین اربکان در دهه‌ی هفتاد، جماعت گولن نیز در اتحادی نانوشته با اعضای حزب دیدگاه ملی قرار گرفت. اربکان هر چند از طریقت‌های مختلف در جریان نقشبندیه الهام گرفته بود اما حزب «دیدگاه ملی» ساختار و پایه‌های فکری خاص و ثابتی نداشت. بیشتر بر پراگماتیزم سیاسی و اجتماعی نیز متوسل می‌شد. نگاه وی به مساله‌ی احزاب و فعالیت در چارچوب حزب بسیار با نگاهی که گولن نسبت به احزاب داشت فرق می‌کرد. گولن نگاه مثبتی به رویکردهای حزبی در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی نداشت. پس از انتشار بیانیه‌ای بر علیه اربکان توسط جماعت گولن در اواخر دهه‌ی هفتاد رابطه بین گولن و اربکان به سردی گرائید و این دو شخصیت اسلامی از هم دور گردیدند. به لحاظ رفتارهای سیاسی نیز تا زمانی که خود اردوغان جمله مشهور خود را بیان نکرده بود: «من لباسِ حزب دیدگاه ملی را از تن درآورده‌ام»، نزدیکی استراتژیک و محسوس و قابل ادعای سیاسی بین حزب عدالت و توسعه با جماعت اسلامی گولن انجام نگرفته بود. پس از آن دوره این رویکرد همکاری و اتحاد علنی در عرصه‌ی سیاست و اجتماع توسط این دو گروه بزرگ اتخاذ شد.
پس از کودتای پست مدرنِ رژیم سیاسی و نظامیان بر علیه نجم‌الدین اربکان (گرایشی که تحت تأثیر تفکر اسلامی نقشبندی‌ها قرار داشت)، اکثر گروه‌های اسلامی تا سه سال نتوانستند خود را به سطح سیاستگذاری و اجرایی حکومت برسانند. هم حزب سعادت و هم گروه گولن تحت فشار قرار داشتند. تا اینکه حزب عدالت و توسعه با جدایی از سعادت رویشی تازه در اردوگاه اسلام‌گرایان محقق کرده و خیزشی دوباره نمود. گولن نیز از این فرصت استفاده نمود و به حمایت از حزب عدالت و توسعه پرداخت. نفوذ اعضای جنبش خدمت و گروه جماعت اسلامی گولن به ساختار سیاسی و نهادهای مختلف جمهوریت سال‌ها طول کشید. خصوصاً حضور در نهادهای نظامی با وجود رئیس جمهور احمد نجدت سزر، تا سال ۲۰۰۷ به تعویق افتاد. جماعت در سال‌های قبل‌تر شروع به نفوذ در پلیس و قوه‌ی قضائیه کرده بودند. اما نیروهای نظامی و ارتش هنوز در دسترس آنان نبود. این سیاست و همگرایی گولن و اردوغان در تقابل با سیاست‌های حزب سعادت انجام می‌گرفت و پروژه‌ی نفوذ نیز از سال‌های ۲۰۰۰ شروع گردید. بین سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ رسانه‌های مجازی گولن با نشر پرونده‌هایی بر علیه ارتشی‌ها احتمال کودتا را مطرح نمودند، در این اثنا نیز حکومت و رسانه‌های اردوغان نیز از این مستندسازی‌ها و پرونده‌سازی‌های(ارگنکون) بر علیه ارتش و نظامیان لائیک استفاده‌ی بهینه کردند. اعضای دست چپی و لیبرال قوه‌ی قضائیه این اقدام را پروژه‌ای می‌دانستند که در راستای تأمین اهداف گولن و جماعت پیش برده می‌شد و بر علیه آن شروع به اعتراض نمودند. سال‌ها قبل‌تر از ۲۰۰۶ اعضای جماعت در محاکم قضایی با اختیارات ویژه نفوذ نموده بودند و با استفاده از اعضای پلیس و دادستانی‌هایی که از حامیان جماعت بودند، پرونده‌ها را بر علیه نظامیان وارد فرآیند دادرسی نمودند. اما در این بین چند فاکتور مهم که ریشه‌های تاریخی دارند را نبایستی فراموش کرد:
بوروکراسی ترکیه همیشه مکان و سپهری برای مجادله‌های اعضای ایدئولوژیک، دیندار و احزاب مختلف جامعه بوده است. اغلب، اعضای ارتش از سکولارها و اعضای پلیس از دینداران و محافظه‌کاران تغذیه شده‌اند. این خط سیر را می‌توان تا امپراطوری دنبال نمود، چنانچه در تاریخ عثمانی نیز، ارتش نماد نوسازی و غربی شدن امپراطوری و تشکیلات پلیس نیز نمادی از سلطنت و حامی سلطان در داخل مرزهای امپراطوری بوده است. امروز نیز سیاست‌های مختلفی در راستای عثمانی‌گری و تبلیغات در این جهت را می‌توان مشاهده نمود. در اختیار گرفتن بخش بزرگی از نهاد پلیس توسط اسلام‌گرایان و دخالت در سیاست خارجی را می‌توان در این راستا تحلیل نمود. در واقع جدایی این دو گروه متوازن که روزگارِ وصلی داشتند به چند نقطه برمی‌گردد: بحران ارتباط این دو گروه اصلی اسلام‌گرایان در سپهر سیاسی از سال ۲۰۱۰ و با بحران کشتی ماوی مرمره آغاز شد. در سال۲۰۱۲ با پرونده‌ای مربوط به میت (سازمان اطلاعات ترکیه) و شخص مدیر کل آن یعنی هاکان فیدان ادامه پیدا کرد. در ادامه با بسته شدن آموزشگاه‌های گولن تنش‌ها به عرصه‌های عمومی کشیده شد و سپس با افشای فساد مالی و عملیاتی که پلیس در این راستا انجام داد به مرحله‌ی تنش در سیاست رسید. قبل تر این دو گروه خیلی آرام از موقعیت‌های حمایتی به موقعیت‌های همکاری و از آن پس به موقعیت‌های اتحاد و اتفاق رسیده بودند. تأثیر جماعت را در پیروزی اردوغان در رفراندوم قانون اساسی نمی‌توان نادیده گرفت. در واقع شرایط به سمتی می‌رفت که وقتی صحبت از جماعت می‌شد در واقع صحبت از حزب عدالت و توسعه می‌شد و وقتی صحبت از گولن می‌شد تقریباً صحبت از اردوغان به اذهان تداعی می‌کرد. اما اختلافات بیش از ظواهری بود که نشان داده می‌شد، جنبش گولن و دیدگاه ملی (میللی گوروش) که در واقع پدر خوانده‌ی حزب عدالت و توسعه محسوب می‌گردد، هیچ وقت به طور کامل با یکدیگر در یک راستا قرار نگرفته بوده‌اند. تنش بین دو گروه دوست و متفق پس از مساله‌ی آموزشگاه‌ها اوج گرفت. جنگ رسانه‌ای شدیدی بین حزب عدالت و توسعه با جماعت گولن آغاز شد و نگاه هر دو گروه به مساله به نوعی از بعد حق‌خواهی نشأت می‌گرفت. بعدها خروج دو نفر از نمایندگان مهم حزب عدالت و توسعه از آن حزب نشان داد که ضرباتی سیاسی که به یکدیگر خواهند نواخت به این مسایل خلاصه نخواهد شد. حزب عدالت و توسعه بعد از ۲۰۱۱ با عدول از برخی سیاست‌های رایج در دولت توانست به گفتمان دیدگاه ملی نزدیک گردد، این گفتمان با ورود نعمان کورتولوش از حزب سعادت به حزب عدالت و توسعه عمق یافت. دوری از اتحادیه‌ی اروپا، اتخاذ سیاست مستقل در منطقه و .. همه اثراتی مهم بر دوری دو گروه اسلامی از یکدیگر گردید. جماعت در خط‌مشی خود بیشتر خواهان مراودات با غرب می باشد. فاصله‌ی بین اردوغان و جماعت خصوصاً در جنبش «گزی» که همه‌ی مناطق ترکیه را در بر گرفت، بیشتر و بیشتر شد. در آن دوره به روشنی حمایت جریان گولن را از حقوق مردم در ترکیه شاهدیم و این رفتار سیاسی برای طرفداران گولن که طی سال‌ها برای محافظت از حکومت تلاش‌های زیادی نموده بودند، هیچ تعبیر صحیحی نمی‌توانست داشته باشد جز آنکه شدت اختلافات بین اردوغان و گولن را نشان می‌داد. در تحلیلی دیگر رفتار ناشی از عملگرایی همه‌ی گروه‌ها به ضرر سبد آرای آنها تمام شد. پس از دوری گولن و اردوغان، نزدیکی جماعت گولن به حزب جمهوریخواه خلق که به نوعی میراث‌دار کمالیزم به شمار می رود، در اذهان عمومی تأثیر منفی بر جای نهاد. اکثر اسلام‌گرایان به لحاظ اجتماعی جماعت اسلامی را به نوعی در مقابل اندیشه‌های سکولار و لائیک کمالیست‌ها ارزش‌گذاری می‌نمودند. اما با نزدیکی این دو به یکدیگر برای مقابله با اوج‌گیری اردوغان و سیاست‌های داخلی و خارجی وی، هم اردوغان بر علیه این دو سیاست‌گذاری‌های یکسانی اتخاذ نمود و هم مردم در بستر اجتماع نسبت به رفتارهای جماعت اسلامی بدبین شدند.

جنبش فتح‌الله گولن به عنوان بازیگر بین‌المللی

هر چند این جنبش در داخل ترکیه پس از رودرویی با اردوغان و حزب عدالت و توسعه با مشکلات زیادی مواجه شده است، اما با افق‌ها و وجهه‌هایی که از خود در اروپا خصوصاً آلمان و در آمریکا نشان داده است، جنبش را یک جنبش اجتماعی و اسلامی ویژه‌ی ترکیه قلمداد نموده که دارای خصوصیات تساهل و مدارای اجتماعی و فرهنگی می‌باشد. اینگونه که به دیالوگ ادیان معتقد و رویکرد مثبتی به ارتباطات چندفرهنگی دارد. گولنیسم با استفاده از سیستم‌های کنترلی سکولار و دموکراتیک هم در درون خود و هم در مواجهه با امر سیاسی، برخوردهای اجتماعی و سیاسی و زیست خود را ادامه می‌دهد. موسسه‌ی معتبرِ «شرق-غرب» در سال ۲۰۱۱ جایزه ی صلح سال رو به فتح‌الله گولن اختصاص داد و همچنین کوفی عنان و مادلین آلبرایت نیز به سخنرانی پرشور در حمایت و تمجید از وی پرداختند. طرفداران وی در آمریکا با استفاده از امکانات موجود در آنجا در مدارس، رسانه‌ها، مؤسسات فکری و لابی‌گری، مراکز مشاوره و .. مشغولند و به مخاطبان خود خدمات ارائه می‌دهند. اتحادیه‌ی «ترکی-آمریکایی» در این راستا به عنوان بستری برای فعالیت‌های جنبش گولن به شمار می‌رود. هر چند رمزگشایی از فعالیت‌های مختلف جنبش در سراسر جهان بسیار پیچیده و سخت گردیده است اما بایرام بالجی یکی از مسئولین رده بالای سازمان گولن، خود در برخی گزارشات اذعان داشته که امروز قلب سازمان در آمریکا می‌تپد. بعد از استقرار گولن در آمریکا، طرفداران وی به سرعت فروم‌های همایش‌ها و نشست‌هایی به نام «نشست رومی» (لقب مولانا) را تأسیس و برگزار کردند. در مراسم افتتاحیه بیل کلینتون و «جان اسپوزیتو» یکی از فیلسوفان و اسلام‌پژوهان آمریکایی نیز حضور داشتند. هر چند وی روند حرکتی خود را با اسلام صوفی یعنی اسلام نقشبندیه در اوایل دهه‌ی نود جدا نموده بود، اما به لحاظ اتخاذ رویکردهای پراگماتیزم در راستای نمایشی زیبا از اسلام در مقابل اسلام ارتدوکس، نام مجموعه‌ی فروم را «فرومِ رومی» گذاشته بود. آمریکا نقش بزرگی در حمایت از جریان و فعالیت‌های آنها در منطقه‌ی شوروی سابق ایفاء نمود. در مقابل کمونیسم، در منطقه‌ی اروآسیا بهترین وسیله استفاده از مذهبیون خصوصاً در ترکیه بود. ترکیه علاوه بر ویژگی‌های اسلامِ رحمانی و متکثر، ویژگی‌های فرهنگی و قومی و زبانی مشترکی نیز با اکثر کشورهای مشترک‌المنافع داشت. در برابر حمایت‌های لابی‌ها مختلف آمریکایی از گولن، وی نیز رفتارهای سیاسی امریکا در منطقه خاورمیانه را در اوایل دهه‌ی نود در برابر ایران و هم در جنگ دوم خلیج فارس و خصوصاً در حین اشغال عراق تأئید و حمایت کرده بود. در این مسیر منتها عواملی نیز باعث شد که وجهه‌ی جریان گولن به صورت منفی تحت تأثیر قرار بگیرد: ارتباط ارگانیک با حزب عدالت و توسعه در راستای عثمانی‌گری این حزب، باعث شده که حزب عدالت و توسعه از جماعت در موعد خود استفاده‌های سیاسی بنماید. به ویژه در مورد رویکرد نسبت به روابط با اسرائیل نیز شبهه‌ای در مقابل رسیدن به اهداف بلندمدت اسلام عقلانی در اذهان غربی‌ها ایجاد نمود، پس از حادثه‌ی کشتی مرمره غرب بدین نتیجه رسید که اسلام عقلانی نیز نمی‌تواند در مقابل اسرائیل رویکردی حمایتی داشته باشد. نفوذ اعضای جماعت در پلیس و سایر نهادهای نظامی نیز شبهه‌ای بر فعالیت‌های به اصطلاح شفاف اجتماعی گولن و جنبش خدمت افکنده بود.
در اروپا نیز کشورهای مختلفی همچون آلمان هدف فعالیت‌های گولن قرار گرفت. جریان گولن در این کشور نسل دوم و سوم ترک تباران را به عنوان ابژه‌ی دینی و اجتماعی خویش انتخاب کرده بود، این به دلیل اطلاع ایشان از زبان و فرهنگ محلی آن کشور و همچنین دسترسی به بازارهای مالی و علم اقتصاد در آن کشور توسط آن طبقه بوده است. در آلمان جنبش خدمت برخلاف مؤسسات دینی دولتی ترکیه که در آلمان فعالیت‌های مختلفی انجام می‌دهند، به جای احداث مسجد و کلاس‌های قرآن، اقدام به کمک‌های درسی به دانش آموزان با بنیه‌ی ضعیف، احداث سالن‌های ورزشی و مدارس خصوصی و به جای تأکید بر روسری و مناره‌ها به عنوان نمادهای اسلامی، مراکز فرهنگی و فکری بسیاری را تأسیس نمودند. جریان گولن بیش از ارتباط با مؤسسات و انجمن‌های اسلامی دیگر در آلمان با کلیساها و مراکز مذهبی مسیحیت در ارتباط و حشر و نشر بوده است. از خطوط اصلی مسایل و مواردی که جامعه‌ی اروپایی در مواجه با جماعت و خصوصاً ترک‌ها در پیش گرفته می‌توان به چند ویژگی اشاره نمود: در اوایل دهه‌ی۶۰ و هفتاد مهاجران ترک به عنوان کارگران مسافر به اروپا رفته بودند، بعدها در دهه‌ی هشتاد آنان به عنوان ترک‌ها به اروپا وارد شدند و بعد از آن نسل جدید مهاجرین به عنوان مسلمانان مورد خطاب قرار می‌گرفتند. این شرایط بسیار متفاوت از قبل بود، فرآیند آسیمیلاسیون و همگرایی در آلمان برای ترکان وارد فازهای جدیدی گردیده بود، اصول لیبرال و ارزش‌های حقوق بشری اروپا و آلمان در برابر مهاجران مسلمان وارد تنش‌های جدید گردیده بود. در وهله‌ی بعد جریان گولن در اروپا به علت ارتباطات عمیق با داخل ترکیه و خصوصاً اسلام‌گرایانِ سنتی به لحاظ رویکرد عمل‌گرایانه‌اشان، در خارج از آن (بیشتر در آلمان) از طرف ترکان سکولار و علویان که فاصله‌ی زیادی با اسلام ارتدکس دارند، مورد نقد قرار می‌گرفتند. مورد آخر اینکه سئوالات و شبهات در مورد شفافیت سازمانی، مالی و مدیریت منابع انسانی این جنبش در اروپا بدون پاسخ مانده است و این در فضای اقتصاد آزاد و شفاف اروپا امری غیرقابل قبول محسوب می‌گردید.
در هر حال سئوالات زیادی خصوصاً پس از شبه‌کودتا بی‌پاسخ مانده‌اند: آیا جماعت اسلامی گولن یک شبکه‌ی جامعه‌ی مدنی یا جمعیت دینی می‌باشد؟ و یا یک جمعیت سیاسی مخفی؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *