پنجشنبه, اسفند ۱۰, ۱۴۰۲

امضا

سونای‌دا قاراچوخانین آواواسی

امضا
مجله فرهنگ جامعهمقاله

«صنعت نرم‌افزاری» در تقسیم کار نظام بین الملل

«صنعت نرمافزاری» در تقسیم کار نظام بین الملل

آصف حاجیزاده

بی شک همه بر اهمیت دانش و تکنولوژی واقفند. وقتی از تکنولوژی صحبت می‌شود تصویرهایی در ذهن تداعی می‌گردد این تصویرها شرایط و وضعیت‌های صنعت ماشینی یا همان «صنعت سخت‌افزاری» را مجسم می‌نماید. این تصاویر شامل کارخانه‌های عظیم‌الجثه تولید، نیروگاه‌های غول‌پیکر تولید برق و … می‌شود که در فرآیند تولید خود دارای عملیات‌هایی چون ریخته‌گری، آهنگری، ماشین‌کاری، عملیات حرارتی و… می‌باشند. عموماً مردم در ذهن خود بین این تصاویر و پیشرفت و توسعه‌ی یک رابطه‌ی منطقی و حتی علت و معلولی برقرار می‌کنند. چرا؟ چون غالباً تصور بر این است که پیشرفت غرب در گذر از دوران «صنعتی شدن» به مفهوم همان سخت‌افزاری ممکن شده است. یعنی توسعه و پیشرفت امروزی غرب در تمامی عرصه‌ها بر بنیادهای صنعتی شدن استوار است. لذا برای حصول پیشرفت و توسعه باید همان راهی را طی کرد که غرب از آن عبور کرده است. ناگفته پیداست که ظهور شیوه‌ی تولید صنعتی باعث تحول کیفی در وجه زیستی انسان شده است و بدینسان سطح روابط اجتماعی انسان نیز جهش پیدا کرده است. این تحول بدان حد است که نمی‌توان دوران بعد از صنعتی شدن را با دوران قبل از آن مقایسه نمود. نظام صنعتی در اختیار انسان ابزارهایی را قرار داد، ابزارهایی که توانست توان حسی انسان را هزاران بار افزایش دهد. بطوری که اندام‌های مصنوعی قدرت و توان اندام‌ها و حس‌های زیستی انسان را به صورت سرسام آوری ارتقاء بخشید. به این ترتیب استعدادهای بذات و بالقوه‌ی انسان که در خاموشی قرار گرفته بودند به صورت بالفعل به تحرک درآمدند و از این طریق اعمال اراده‌ی آزادی و قدرت خلاقیت انسان افزایش یافت.

آنهایی هم که آمدند و صنعتی‌شدن را نامیمون خواندند و به دامان رومانتیسم دوران فئودالیسم غوطه‌ور شدند یقیناَ به اهمیت «تحول کیفی» بوجود آمده پی نبرده بودند و احساس یأس کودکانه‌ی آنها ناشی از خرابی‌ها و آسیب‌های بوجود آمده از تغییر در دوران گذار بود. اما باید دانست که وضعیت و شرایط هر چه بهتر و بهتر شده است. امید است که سرانجام یک زندگی مطلوب از دل رشته‌ی کاملی از تلاش‌های انسان و پیش از هر چیز از دل پیشرفت‌های علم و تکنولوژی سر برخواهد آورد. امروزه اندیشه‌ی پیشرفت و وضعیت درهم آمیخته است. این دو، روی هم رفته درک فرهنگی غالب ما از تاریخ را تشکیل می‌دهند. درکی که بی‌گمان به اسطوره شباهت خواهد داشت. هیچ کس این موضوع را فراموش نکرده است که اگر فرآیند تمدن‌ساز تکنولوژی و صنعتی‌شدن به افراط رود و از آثار و عوارض انسانی و زیست محیطی آن غفلت شود باعث سلطه‌ی منفعت بر موضوع انسان و فرهنگ انسانی خواهد شد.

طبیعی است که روند صنعتی شدن نیز دارای آسیب‌هایی است. برای شناسایی آسیب جدی و مهم نهفته در متن نظام صنعتی باید به این نکته توجه داشت نظام صنعتی بالذات و در بدو تولد خود از روشی به نام «تقسیم کار» بهره جسته است. برای تولید انبوه، فروش انبوه و انباشت سرمایه‌ی انبوه تقسیم کار یک ضرورت بود.

در تقسیم کار یک محصول به اجزاء متعدد و متنوع تقسیم می‌شود و ساخت یک جزء در اختیار یک فرد یا گروهی از افراد قرار می‌گیرد. لذا افراد تولیدکننده‌ی یک جزء نسبت به کل محصول و کل سیستم و فرآیند آن بیگانه می‌شوند. تکنولوژی به کار گرفته شده در این فرآیند طوری طراحی شده است که نیاز به مهارت‌ها و استفاده‌ی بیشتر و کارآمد از استعدادها را به کمترین حد رسانده است و از نیاز به تصمیم‌گیری نیروی کار می‌کاهد و این توهم را به وجود می‌آورد که سلطه‌ی مدیریت، سلطه‌ی ابزار و روش‌گونه‌ای کارآمدی را در پی خواهد داشت در این نوع سلطه فرد منزوی، منفرد و افسرده می‌شود. کار لذت‌بخش با انسان وداع می‌کند. قدرت اراده، خلاقیت و ارتباطی در خاموشی فرو می‌رود. لذت‌های حسی کاذب تحریک شده جایگزین لذت‌های حسی طبیعی و لذت‌های معنوی و ارتباطی – کلامی می‌شود. بنابراین پیشرفت تکنولوژیک برای پیشرفت اجتماعی ضرورت دارد، ولی کافی نیست.

علاوه بر وجود تقسیم کار در فرآیند تولید صنعتی با جهانی‌شدن «صنعت سخت‌افزاری» و جهانی‌شدن سرمایه‌داری «تقسیم کار بین‌الملل» نیز بوجود آمد. به طوری که تولید مواد اولیه، صنعت آلوده‌کننده‌ی محیط زیست، صنعت کاربر دارای دستمزد پایین و… نصیب کشورهای عقب‌مانده و در حال توسعه و بهره‌گیری از تکنولوژی بالا، تولید دانش و اطلاعات و نرم‌افزارهای صنعتی به عهده‌ی کشورهای توسعه‌یافته گذاشته شد. کشورهای عقب‌مانده و در حال توسعه در پی تولید مواد اولیه و منت‌کشی سرمایه‌گذاران برای ایجاد واحدهای صنعتی آلوده‌کننده‌ی محیط‌زیست را دنبال می‌کنند. پرستیژ دولتمردان در سرمایه‌گذاری صنعتی نمود پیدا می‌کند. کشورهای خود را زیر بار قرض‌های کلان بین‌المللی می‌بردند تا صنایع دست چندم را صاحب شوند. صنایعی که اگر دولت‌هایشان آنها را حمایت نکند توانایی لازم را برای رقابت در عرصه‌ی بین المللی ندارند. سیاسیون برای جلب آرا و افکار مردم تصویرهای کج و معوج از صنعتی‌شدن و سرمایه‌گذاری صنعتی را برای مردم ترسیم می‌کنند.

آیا پیشرفت از طریق طی راهی که غرب طی کرده جاصل می‌شود؟ آیا برای پیشرفت، تولید، ایجاد اشتغال وجود صنایع سخت‌افزاری به عنوان پایه‌های تولید دانش، علم، هنر و در کل صنعت نرم‌افزاری ضرورت دارد؟ آیا مگر مبنای اساسی پیشرفت ثبات روند تولید پایدار علم، تکنولوژی، دانش، هنر و … و ثبات در کسب درآمد پایدار نیست؟ مزیت اساسی ما در تقسیم کار بین‌الملل چیست؟

کشور ایران نفت، مواد اولیه‌ی معدنی، صنایع دستی، محصولات کشاورزی و … صادر کرده به فروش می‌رساند. سهم قابل توجهی از درآمد حاصله را نیز به واردات کالاهای مصرفی و هزینه‌های خدماتی و عمرانی تخصیص می‌یابد. سهم ناچیزی از آن نیز به حمایت از صنایع ایجاد شده و سرمایه‌گذاری در بخش‌های صنعت دست چندم و دارای تکنولوژی سطح پایین اختصاص می‌یابد. برعکس کشور ژاپن که بخش تحقیقات ۱۲ درصد بودجه‌ی کل کشور را به خود اختصاص می‌دهد، کشورمان علیرغم وجود استعدادها و قابلیت‌های چشمگیر در مراکز تحقیقات صنعتی- فنی، علوم انسانی، هنر، علوم بیولوژیکی، ولی فقط ۲ دهم درصد بودجه به تحقیقات تخصیص یافته است که سهم قابل توجهی از آن هم تحت پوشش‌های مختلف قانونی صرف هزینه‌های جاری دولت می‌گردد. علیرغم تلاش‌های بیش از پنجاه ساله در زمینه‌ی صنعتی‌کردن کشور ایران توفیق‌های چندانی حاصل نگردیده است. نه تنها صنایع پا نگرفته است درآمدزا نشده است، بلکه بیشتر عاملی برای جلب حمایت و رانت‌خواری شده است. بنابراین به نظر می‌رسد اگرچه روند صنعتی‌کردن ضرورت دارد و باید مدیریت‌های صحیحی برای تحقق آن اعمال گردد. لیکن صنعت سخت‌افزاری نشان نمی‌دهد که در تقسیم کار نظام‌بین‌الملل دارای مزیت اساسی و نسبی برای کشور ایران باشد.

در کشور ایران فرصت‌ها، ظرفیت‌ها، استعدادها و قابلیت‌هایی وجود دارد که اساساً می‌تواند منشاء مزیت‌های نسبی مهمی در تقسیم کار بین‌الملل باشد. کشور ایران دارای بخش‌های تمدنی متکثری است که هر کدام از این بخش‌های تمدنی خود نیز دارای زیرمجموعه‌های متنوع و متعددی است که هر کدام از پتانسیل‌های ویژه‌ای برای ایجاد مزیت نسبی برخوردارند. ایران دارای اقوام متنوعی است که هر قوم دارای هستی‌شناسی، ادبیات، موسیقی، تجربه‌های زیستی اقتصادی، قابلیت‌های توریستی، افراد نخبه‌ی فوق‌العاده، علاقمندی‌های انحصاری، جغرافیای طبیعی منحصر به فرد، روابط اجتماعی مبتنی بر انسان‌گرایی و… می‌باشد و در کل دارای یک دین متأخر جهانی که وحدت‌بخش کلیه‌ی عناصر هویتی است و قابلیت تعامل با دیگر ادیان را دارد و در عرصه‌ی دینداری و اخلاق انسانی گفتمان غالبی را برای عرضه تدارک دیده است. امروزه در نظام بین‌الملل تولید صنعتی اوج گرفته است رهیافت‌های تکنولوژیکی قابل توجه است مصرف‌گرایی کاذب خسته‌کننده شده است. جهان در حال حاضر بیش از گذشته به فلسفه نیاز دارد. جهان در جستجوی معنایابی و معنادهی است. جهان نیاز به موسیقی، داستان، شعر، فیلم، تئاتر، نقاشی، مجسمه و … رها شده از سلطه‌ی تکنولوژیک، رها شده از مصرف‌گرایی کاذب دارد و این در عناصر هویتی اقوام متنوع ایرانی بالقوه وجود دارد. اگر مولوی، نسیمی، ملاصدرا، شیخ اشراق و… که در چندین قرن قبل مباحث فلسفی را اظهار کرده‌اند و امروزه برای دنیای غرب تازگی دارد و برای آن مشتری هستند، پس می‌توان با سرمایه‌گذاری در تحقیقات فلسفی در گفتمان فلسفی جهان حضور و شرکت داشت و از این طریق با بازاری کردن محصولات فلسفی بخش قابل توجهی از درآمد جهانی را به آن جذب کرد. با توجه به توان آمیزش موسیقی‌های متنوع اقوام ایرانی با موسیقی‌های جهانی و قدرت زایش و خلاقیت آنها می‌توان بخش قابل توجهی از نیاز بازارهای جهانی را تهیه کرده و بخش قابل توجهی از درآمد جهانی را به خود اختصاص داد. همچنین فیلم‌های تولید شده در ایران مشتری‌های خوبی در جهان دارد. شعرها، نیایش‌ها، داستان‌های ایرانی نیازمندی‌های جهان است. مغز جوانان ایرانی استعداد فوق‌العاده‌ای را در تکمیل پروژه‌های تحقیقات تکنولوژیکی و بیولوژیکی جهان داراست. با توجه به این بخش می‌توان درآمدهای قابل توجهی را عاید کشور نمود. جوان بودن جمعیت ایران، تحصیلات بالای آنها امکان فعالیت در عرصه‌های تولید نرم‌افزارهای رایانه‌ای که سرمایه‌های اندکی را نسبت به صنعت سخت افزاری می‌طلبد و ورود به بازار جهانی را می‌دهد. حتی فعالیت در عرصه‌های تولید اندیشه‌های دینداری، دین‌شناسی، گفتگوی ادیان، گفتگوی تمدن‌ها نیز می‌تواند در صورت بازاری بودن درآمدزا باشد. همه‌ی آنچه تا به حال از آنها نام برده شد در حیطه‌ی «صنعت نرم‌افزاری» قرار می‌گیرد. صنعت نرم‌افزاری مزیت نسبی اساسی برای کشور ایران در سیستم اقتصاد بین‌الملل و تقسیم کار بین‌الملل می‌تواند باشد. کشور ما با سرمایه‌گذاری در بخش صنعت نرم‌افزاری نه تنها درآمدهای سرشاری را عاید کشور خواهد کرد، بلکه این امکان را بوجود خواهد آورد تا ملت ایران در نظام بین‌الملل جایگاه خاصی را در زمینه‌های تفکر، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، خلاقیت، اعمال اراده و… به دست آورند. مردم ایران نه تنها توسط صنعت کشورهای مرکز و متروپل استثمار نخواهد شد از آلودگی آنها در امان خواهد بود، بلکه همچنین روندی معنابخش، رهایی‌بخش، و انسان‌گرایی در پیش خواهد گرفت و تولید آن اساساً در این جهت خواهد بود. در این میان عالمان دینی بسیاری وجود دارند که اجتهاد آنها در رابطه با اجزاء «صنعت نرم‌افزاری» می‌تواند راهگشا می‌باشد و موانع عرفی موجود را برطرف نموده زمینه‌های سرمایه‌گذاری در این بخش را تسهیل بخشد.

برای ورود به صنعت نرم‌افزاری و اشغال این وظیفه‌ی مهم در تقسیم کار نظام بین‌الملل ضرورت دارد تا یک «جنبش» فراگیر نرم‌افزاری به جریان انداخته شود. برای به راه انداخته شدن این جنبش نرم‌افزاری به نظر می‌رسد اقدامات ذیل ضرورت داشته باشد:

۱- صنعت نرم‌افزاری به عنوان یک مزیت نسبی اساسی در تقسیم کار نظام بین‌الملل برای کشور ایران توسط مردم ایران و توسط دولت پذیرفته شود و این صنعت به عنوان یک صنعت بنیادی و اساسی مورد توجه باشد.

۲- عناصر بنیادی و مولد صنعت نرم‌افزاری مورد شناسایی، توجه و بازشناسی قرار گیرد.

۳- نهادها، موسسات و تأسیسات متناسب با عناصر مولد صنعت نرم‌افزاری ایجاد گردد.

۴- برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری کلان با رویکرد بازاری نسبت به عناصر مولد صنعت نرم‌افزاری صورت گیرد.

۵- گفتمان مناسب بین‌المللی برای حضور در بازارهای بین‌المللی انتخاب گردد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *